/ 9 نظر / 5 بازدید
فریده جلیلوند

به به عالی است و بهترین پاییز مثل متولدین اردیبهشت نیست .!!!! زیباست . ممنونم فریده

معلم تنها

در آنجا که قلم تنها برای نوشتن است نه آفرینش و نوشتن تنها در کاغذ است چگونه مرگ قناری را به گوش دگران رسانم ای قناری مرد، عشق مرد ، زندگی مرد و من تنها عزادار او هستم و تو نیز تنها نظاره گر منی که مانده ای ببین چگونه بیان به تسخیر کلام درآمده ببین چگونه نا امیدی بر امید سلطه افکنده تو تنها معلم امید من بودی که نیز نا امید شده ای و روزی خواهی رفت اشک ریزان در شبی که هر گز طلوعی ندارد در روزی که روشنی ندارد من تنهایم و بی تو تنها می میرم. [گل]

معلم تنها

هر باغ پرشکوفه و هر شب پر از چراغ هر چشم پر ترانه و هر قلب پر سرور در من هوای وصل تو پر شور چون شراب بر من نسیم عشق تو جاری چو شط نور - ای پر شکوفه ی باغ افسانه های لیلی و مجنون به روزگار افسانه ای ز قصه ی پر ساز و سوز ماست ای پرستاره ی شب اینک بیا که نوبت ما هست و روز ماست [گل]

معلم تنها

چه کسی باور کرد که دل سرد مرا آتش عشق تو خاکستر کرد با که گویم غم هجران تو را هوس زلف پریشان تورا عمر من در شرف پاییز ا ست من چو یک شاخه خشک آخرین برگ بر این شاخه تویی من بدان امیدم که بهاری دگر از راه رسد آخرین برگ مرا باد پاییز نبرد آه….وزش باد چه خوف انگیز است چه کسی باور کرد اشک جاری شده از دیده من چشمه اش آن نفس گرم توبود طپش تند دلم حاصل لمس تن نرم تو بود چه کسی باور کرد که من از عشق تو سرشار شدم مانده بودم همه خواب تا که با لمس تن گرم تو بیدار شدم تو همه بود منی تو در این کوره ره خلوت عمر همه مقصود منی چه کسی باورکرد که تو معبود منی خسرو نکونام[گل]

معلم تنها

چه کسی باور کرد که دل سرد مرا آتش عشق تو خاکستر کرد با که گویم غم هجران تو را هوس زلف پریشان تورا عمر من در شرف پاییز ا ست من چو یک شاخه خشک آخرین برگ بر این شاخه تویی من بدان امیدم که بهاری دگر از راه رسد آخرین برگ مرا باد پاییز نبرد آه….وزش باد چه خوف انگیز است چه کسی باور کرد اشک جاری شده از دیده من چشمه اش آن نفس گرم توبود طپش تند دلم حاصل لمس تن نرم تو بود چه کسی باور کرد که من از عشق تو سرشار شدم مانده بودم همه خواب تا که با لمس تن گرم تو بیدار شدم تو همه بود منی تو در این کوره ره خلوت عمر همه مقصود منی چه کسی باورکرد که تو معبود منی خسرو نکونام[گل]

معلم تنها

بی نهایت خوشحالم کردی دوست مهربونم لطف دوستان بی نهایت بزرگ و مهربون چون شما همیشه شامل حال این بنده حقیر بوده و من همیشه مفتخر بوده ایم که دوستانی به این بزرگواری دارم[قلب][قلب]

معلم تنها

تو آسمون كاغذی ،من موندم واین همه غم آشنای لحظه هام شده ،مصیبت ای دم به دم تو آسمون كاغذی ستاره آتیش می كشن به روی نام عاشقا خطای ممتد می كشن تو آسمون كاغذی جدایی حرف اوله تو كوچه های آسمون ،عشق همیشه دربه دره تو آسمون كاغذی دلارو مسموم می كنن چشمارو از دیدن عشق همیشه محروم می كنن تو آسمون كاغذی نه دل مونده نه پنجره نماد مهربونیا،اینجا به شكل خنجره [لبخند]