4+1

برای من فقط عدد نیستد

برای من وجودهای  با وجودیست که در پس کوچه های ذهنم همیشه

در حال بازی کردن هستند.

  نگاهشان هیزم اجاق زندگانی من

و

نور دیدگانشان چلچراغ فرداهایم است.

برای شما زنده ام

و

برای شما پرواز میکنم.

در برگهای درخت اقاقیا توی حیاط پشتی قلبم لونه ای ساخته ام تا با

هم به آنجا پر

بکشیم

و به دور از هیا هو ها نفسی تازه کنیم.

تار بنوازیم و تار و پود فرش زیر پایمان

راببافیم .                                                       

در طپش قلبت صدایی دیگر است .میدانم.

میدانی از آن چیست؟

من میدانم،

 رمز عبور من است.

 

/ 31 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ماهی کوچولوهای زندگی

دلام دلام مهلبون دونمون با ما گهری ؟ ما ته کالی نتردیم ؟ یتی دیده بوده ؟ کلاغه لاست ندفته بحدا !!!! [شرمنده][دلشکسته][قهر][دروغگو][دروغگو][قهقهه]

محمد(سلام بر زندگی)

دلهره ی نبودنت در خرمن احساسم چون پرنده ای گستاخ هجوم می آورد و این در حالیست که من در این مجادله ی یک طرفه مترسکی بیش نیستم [لبخند]

محمد(سلام بر زندگی)

بهار نارنج ها نگاه تو را دارند کاش دروغ نمي گفتم که دلم براي هيچ ستاره اي تنگ نمي شود بعد رفتن تو اولين ستاره اي که افتاد پيرم کرد رنج قشنگي نبود چشم هايت را باختن در حجم کوچک اتاق و گريه کردن در اندوه قرن تکيده ي سلام بوي باغچه...دست هاي مادرم هميشه زخم طعنه هاي ناگفته در رديف واژه هاي شاعرند تو که يک دنيا فاصله بودي براي لبخند دوباره ام و يک پنجره طعم باران که در رقص شيشه هاي خاک گرفته مي شکست [لبخند]

محمد(سلام بر زندگی)

سال‌ها رفتم و آمدم تا تمامِ خانه‌های کلنگیِ کوچه‌تان را هم کوبیدند و ساختند... کاش می‌دانستم این روزها را چه کنم با ویرانه‌‌های «من»ی که تو کوبیدی و دیگر... . . . نساختی!! [افسوس] سلام دوست خوبم عصر بخیر طاعاتتون مقبول حق تعالی با یک رباعی و دو دوبیتی از خودم بروزم ومشتاق همیشه ی نگاه مهربانت[لبخند][گل]

صمیم

.. . مثل امروز بود , تاریخ چنین می گوید .! مهربانا ؛ تو را من چشم در راهم , به مناسبتی خاص [گل]

صمیم

.. . مثل امروز بود , تاریخ چنین می گوید .! مهربانا ؛ تو را من چشم در راهم , به مناسبتی خاص [گل]

هوشنگ

عدد یعنی رمزی که فقط خود ما مدونیم یعنی چی، هر کسی پر از رمزه.

محمد(سلام بر زندگی)

بر‌آنم كه تمام خورشیدها را چون شكوفه‌های نارنج بر طر‌ّّه‌ مویت بنشانم. اما تو به دورها چشم دوخته‌ای : از كهكشانی دیگر و سیاره‌ای دیگر شكوفه‌ای یخین را انتظار می‌كشی كه برای چیدنش می‌باید سفری طولانی بیاغازم و در راه بازگشت تشنه بمیرم.