/ 44 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محمد

نفس نفس به دلم اضطراب می افتد هزار مرتبه درپیچ وتاب می افتد علی الخصوص درآن دم که ناگهان چشمم دراضطراب شگفتی به قاب می افتد نماز عشق پس ازسالها که می کشدم دلم شکسته ی چشمت به خواب می افتد خمار وسوسه ی بوسه های انگور ست که درحوالی شط شراب می افتد کنارپنجره گیسو فشانده ای انگار که قطره قطره به رویم گلاب می افتد غزل غزل به لبت بوسه می زند مهتاب چمن چمن دهن غنچه آب می افتد میان مزرعه ی توبه کاری ام تاصبح هزاربارگذارشهاب می افتد! کدام خرمن پرهیز وقف آتش نیست؟ جواب چشم توفصل الخطاب می افتد! دخیل گنبدچشمت پرنده ی آهم به پای نافله ای مستجاب می افتد به رغم فتنه ی«سودابه» می رسد آن روز که ازحدیث«سیاوش» نقاب می افتد! دوباره عکس تو ای ماه پرنیان پوشم به رودخانه ای ازشعر ناب می افتد! دوباره طرح غزل های تازه می ریزم وبرگ دیگری از این کتاب می افتد محمد حسین انصاری نژاد[گل]

www.whoami.blogsky.com

چرا تازگیا از طعم ژله خوشت اومده؟مرسی گلم که پیشم اومدی.

اسماعیل

سلام . طاعاتتن قبول حق بابا این خونه مجلله چیزی کم نداره ؟ موفق باشید ....

امیرمهدی

سلام طاعات وعبادات مقبول درگاه حق اپ زیبایی بود [دست][دست][لبخند]

اسماعیل

سلام درود .عید برشما عزیز مبارک وگرامی باد .[گل][گل][گل]

اسماعیل

سلام وروزگارتان به خوشی وخرمی.[گل][گل]

اسماعیل

سلام روزگارتان خوش. وایام بکامتان .

اسماعیل

سلام وقت بخیر ممنون ازاینکه به کلبه ما سری زدید . بله مر کز انگور تاکستان که از اسمش پیداست .. موفق باشید .حق نگهدارتان..[گل][گل][خداحافظ]

اسماعيل

سلام وقت بخیر خانم خاله نیستی ../؟؟؟؟؟..ما را از خودت باخبر کن ....التماس دعا حق نگهدارت ..

اسماعيل

سلام وقت بخیر خانم خاله نیستی ../؟؟؟؟؟..ما را از خودت باخبر کن ....التماس دعا حق نگهدارت ..[خداحافظ]