چشمم بسته بود اما حسش کردم !

از تعجبه که نمیتونم حرفی بزنم

شگفتا !

من کجا و او کجا ؟؟

باور ندارم

شاید مسیرت را گم کرده بودی

که پایت به خواب من باز شد!!

اما گم کردن در کار تو نیست...

 بدان امید رفته را باز گرداندی...

سپاس

/ 6 نظر / 16 بازدید
رفیق دلسوخته

سلام به آرزوی لاله ها....شک نکنم یه اتفاق جالبی(مکاشفه)رخ داده...بی صبرانه منتظر بیان خوب شما هستم...قسمت دوم داره آماده میشه...شاید تا آخر هفته بنویسمش...اگه مایل بودید این جریان رو با پیامی که براش در نظر میگیری جداگونه بیان کنید...[گل]

آرامش

این روزها باید عشق رو تو خواب دید و لمس کرد.... سلام آرزوی عزیز

رفیق دلسوخته

سلام به دوست بزگوار خودم....قسمت دوم داستان نوشته شد...[گل]

هوشنگ

وقتی که امید بر میگرده چه لحظه قشنگیه مبارکه

مهسا

سلامممممممممم کی اومده به خوابت شیطون؟؟؟ راستشو بگووووووووووووو[گل]

پوپك

سلام قشنگ بود به منم سر بزن