باران

وقتی که صداش میاد

همون حسی پدیدار میشه

که با دیدنش

احساس میشه

الان هم داره میاد

هم صداش  و هم خودش

به آرامی قدم بر میدارم

پشت پنجره میرم که نکنه حسش رو از بین ببرم

و آوازش رو قطع کنم

ببار ببار

بی امان ببار

باریدنت صداها را

گوش نواز میکنه

/ 7 نظر / 9 بازدید
معلمی از جنس پاییز

حرف را باید زد درد را باید گفت ! سخن از مهر من و جور تو نیست سخن از متلاشی شدن دوستی است و عبث بودن پندار سرورآور مهر آشنایی با شور؟ و جدایی با درد ؟ و نشستن در بهت فراموشی یا غرق غرور !؟!

معلمی از جنس پاییز

مزرعه ی زردی گندم زار مترسک می دانست تا او باشد کلاغ ها از گرسنگی خواهند مرد فردایش مترسک خود را کشته بود او تازه کلاغ ها را فهمیده بود ... [لبخند]

معلمی از جنس پاییز

پنجه در افکنده ایم با دستهایمان به جای رها شدن . سنگین سنگین بر دوش می کشیم بار دیگران را ، به جای همراهی کردنشان . عشق ما نیازمند رهایی ست نه تصاحب . در راه خویش ایثار باید نه انجام وظیفه . [لبخند]

معلمی از جنس پاییز

سلام آرزوي مهربون شب بخير خوبيد؟ كار قشنگي بود نوشتت و حس دلپذيري داشت. آره مهربون صداي باران دوست داشتنيه و تنها آهنگيست كه ميتونه آدم را خلسه ببره[قلب]

خط رنگی

هر چه میخواهی آرزو كن هر جایی كه میخواهی برو هر آنچه كه میخواهی باش چون فقط یك بار زندگی می كنی و فقط یك شانس داری برای انجام آنچه می خواهی

خط رنگی

I Am Thankful.... I can see the beauty all around me There are those whose world is always dark

خط رنگی

Days are too Busy Hours are too Few Seconds are too Fast, but there is always time for me to ask: How are you my dear friends? Hope all of you are fine!