/ 32 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
وب سایت دانلود و سرگرمي

سلام عزيزم اگر به دنبال تازه ترین مطالب اینترنتی در زمینه های مختلف از جمله کامپیوتر،علمی،تفریحی،سرگرمی،ورزشی،هنری،آموزشی،دنیای بازی،دانلود و دهها مطالب جدید دیگر هستید xحتما سر بزنيد.

معلمی از جنس پائیز

مدتی است که دیگر تقویمم را ورق نمی زنم، حتی حوصله کنار زدن پرده را ندارم، چه برسد به باز کردن پنجره !!! حال عجیـبی دارم؛ همه چیز از نبودنت حکایت می کند، به جز دلم که مانند دانه ای در دل خاک، در انتظار آمدن بهار اسـت ...

معلمی از جنس پائیز

همین که هستی کافیست !!! .............دور از من! بدون من................ چه فرقی می کند .. گل که می خری خوب است . برای من نیست .. نباشد... همین که رختمان زیر یک آفتاب خشک می شود کافیست! دلخوشم به این حماقت شیرین ...!

معلمی از جنس پائیز

آن سو ... ریسمانی تو را می کشد , که به پایت بسته شده , این سو ... ریسمانی , که به قلبت..... پایت اگر جدا شود , زنده خواهی ماند , قلبت اما..... خودت می دانی.... دکتر افشین یدالهی

معلمی از جنس پائیز

آنســــوتر از تمــــــامی قـول و قـرار ها پاییـز را قــــدم زده ام بـی تو بــــــــارها پاییز کوچه با دو سه تـا تــاک ریخـــــته هــی برگ برگ می تکد از شاخسـارها امروز جمــــعه، چنــــدم آذر، خیـــال کن داری قـــــرار بــا من دل بیقــــرار...هـا یک تخت، تخت ساده چوب، من و تو و گنجشــــک هـــای جاده چالوس، سارها یک باغ در تصــرف شـــــــــوم کلاغ ها یک کـــــاج در محـاصـــره قــارقــارها قلیــان و چـای، طعـــم غزل بر لبـان من چشــم تو، شـــاه بیت همه شـاهکــارها من جنـگلم، به مخمل یک ســــبز متهـم سر می کشـــــند از در و دیوار، دار ها من زنـــده ام هنوز ولـی گوش کن، ببین سر می رســند از همـه جا لاشخــوارها یلدا ترین شب از شب گیـســـوی باغ را می زخمم از چکـــــاچک خـون انــارها بگذار عاشـــقـانه بمیـــــــــرم به پـای تو گردن بگیر مرگ مرا گـرچه دار ها.... ای گردباد خسته ی بی تکسـوار! های! گــم کـــرده ایم رد تو را در غبـــــــارها

معلمی از جنس پائیز

یک شـب بیا تو با چمــدانی پر از سلام در ازدحــــــــــــام مـبـهـم سوت قطـارها بـاز آن نگــــــاه مخمــــــلی نخ نمــای را چون گل بدوز بر تـن ما وصــــله دارها ما خسـته ها، فنا شده ها، ور شکسته ها ما بد قواره هــــا، یله هـــا، بـد بیـــار ها *** امروز جمعه، چنـــــــــدم آذر، خیال کن هـــــی چکه چکه می چکم از انتظــارها تو می رسـی و هلهله برپاست خوب من دســـــتی تکـــــــان بده به سرور چنارها این کوچه باغ با دو سه تـا تـــاک ریخـته هی برگ برگ می تکد از شــــــاخسارها این بیت ســـــطر آخــر یک انتظار خیس این کوچه را قــــــــدم زده ام بی تو بارها محمدحسین بهرامیان [لبخند]

فریبرز

[گل] با سلام .. کاراتون بسیار زیباست....حوصله میکنید تشریف بیارید. خیلی خوشحال میشم و افتخار میکنم .....[گل]..بااحترام......ف

خط رنگی

عزیز مادر این عکست برایم باز نشده چه کنم چه بگویم از چه بگویم جز اینکه برای من بمان و مهربان باش