/ 8 نظر / 5 بازدید
معلمی از جنس پائیز

سخت مي گذرد، روزها. روزهايي که خميازه مي کِشند، و جا خوش کرده اند. ومن در جاده اي که رفته اي ، مانده ام و هنوز شمارشم ادامه دارد.

معلمی از جنس پائیز

شـايد اين صفحه همان پنجرهء رويايي است كه من از شيشهء شفاف لغات روي زيباي تو را مي بينم!! گاه تابيدن مهتاب حضور و نسيمي كه معطر به تو و شادابي است مي خورد بر تن اين پنجره ي رويايي واژه ها مي خوانند غزل مستي تو شعر بيتابي من و گل هر كلمه رنگ عشقي دارد! كه در انديشه من رنگ چشمان تو است! اي صدايت پر از آرامش روح و دلت آينهء پاك وجود باورت هست كه من نغمهء وصل تو بر لب دارم؟ و به ياد نامت همه شــب تا به سحر بيدارم؟؟؟؟ [گل]

معلمی از جنس پائیز

کارون چو گیسوان پریشان دختری بر شانه های لخت زمین تاب می خورد خورشید رفته است و نفس های داغ شب بر سینه های پر تپش آب می خورد دور از نگاه خیره من ساحل جنوب افتاد مست عشق در آغوش نور ماه شب با هزار چشم درخشان و پر زخون سر می کشد به بستر عشاق بی گناه نیزار خفته خامش و یک مرغ ناشناس هر دم ز عمق تیره آن ضجه می کشد مهتاب می دود که ببیند در این میان مرغک میان پنجه وحشت چه می کشد بر آبهای ساحل شط سایه های نخل می لرزد از نسیم هوسباز نیمه شب آوای گنگ همهمه قورباغه ها پیچیده در سکوت پر از راز نیمه شب در جذبه ای که حاصل زیبایی شب است رویای دور دست تو نزدیک می شود بوی تو موج می زند آنجا بروی آب چشم تو می درخشد و تاریک می شود بیچاره دل که با همه امید و اشتیاق بشکست و شد به دست تو زندان عشق من در شط خویش رفتی و رفتی از این دیار ای شاخه شکسته ز طوفان عشق من

معلمی از جنس پائیز

عشق، عشق مي آفريند. عشق، زندگي مي بخشد. زندگي، رنج به همراه دارد. رنج، دلشوره مي آفريند. دلشوره، جرات مي بخشد. جرات، اعتماد مي آورد. اعتماد، اميد مي آفريند. اميد، زندگي مي بخشد. زندگي، عشق به همراه دارد و عشق، عشق مي آفريند.((ماركوس بيكل))

فریبرز

با اهدا, سلام و احترام، ازسر مهر ومحبت، قدمی بر دیدگانم نهید و نظاره کنید آنچه را که هدیه میکنم به آنانی که صحیح میفهمند و ارزش میگذارند. حیف وافسوس که مدتی است جایتان سبزاست و از لاله ها خبری نیست. گرچه مایه ی نگرانی شده است ولی، دلگرمم که اثری هست که هست ... دعایم کنید..... به خدانزدیکترید. [گل]سپاس...