لاله واژگون

 من امشب دوباره یادکردم از روزگاران قدیم که بچه بودیم و فارغ از دنیا.

یک دوست رو دیدم که با یک کلمه از میان هزاران کلمه ای که بین ما

رد و بدل شد به من تلنگری زد و گفت:بد نیست دوستان قدیمیت رو

پیدا کنی.یه حس عجیب بهت میده.خودش این حس ناب رو تجربه

کرده بود . چهره اش راضی به نظر میرسید.من هم به فکر افتادم و

از حالا کاسه گدایی را در دست گرفتم و میخوام به گدایی خاطراتم

برم.خاطراتی که شاید خیلی وقت بود خالصانه بهشون عرض ادب

نکرده بودم.این راه رو تا آخرش ادامه میدم تا دفترچه خاطراتم هیچ

وقت خاک خورده نباشه .گرد گیری لازمه.برم تا دیر نشده.

نوشته شده در ۱۳۸۸/٧/٢۱ساعت ۱:٥۱ ‎ق.ظ توسط آرزو اولیازاده نظرات ()




Design By : Pars Skin