لاله واژگون

نوشته شده در ۱۳۸٩/٤/۳٠ساعت ٩:۳۸ ‎ب.ظ توسط آرزو اولیازاده نظرات ()


نویسنده داستان میگه:

"اگر میخواید کلاغ قصه ها از توی آسمونها خبرهای خوبی براتون

بیاره،

یه تیکه پنیرو بزار لای انگشتر

وقتی یه لقمه درست و درمون شد،

کلاغه میاد هم موش رو میبره هم انگشترو.

حالا چی میشه؟

یه خبر خوب نصیبت میشه.

ارزششو داشت؟!

نوشته شده در ۱۳۸٩/٤/٢۸ساعت ۱٠:٤٠ ‎ب.ظ توسط آرزو اولیازاده نظرات ()


اگر توی دلت جای خالی داری

به کسی جا بده که خرده ریزهاش رو اونجا نریزه

اگر هم میریزه

هر از گاهی دستی به سر و روش بکشه

آب پاشی کنه تا دلت رو خنک کنه

اگر جایی از دلت ریش ریش شده

وصله بزنه

و اگر جایی از دلت گرفته

دستشو رو دلت نذاره.

 

نوشته شده در ۱۳۸٩/٤/۱٠ساعت ٦:٤٢ ‎ب.ظ توسط آرزو اولیازاده نظرات ()


عمق نگاهت به موازات نفس گرمت همراه با قلب نوازشگرت

برای من خنکای آب

سایه درخت

نوازش نسیم

آوای پرندگان

استقامت کوه

و

ابی آسمان را بی معنا میکند.

دستان تو در دستان مادرم

تنها گرمای زندگی ام و

مرهم دل تنگم است...

قلب

نوشته شده در ۱۳۸٩/٤/٧ساعت ٦:۱۸ ‎ب.ظ توسط آرزو اولیازاده نظرات ()




Design By : Pars Skin